نظر سنجی
 
مبارزه زنان لاری با ظلم 
 
 
 زنان لارستاني، در طول سالهايي كه رضاخان حكومت استبدادي خود را در تمام كشور گسترش مي‌داد، با مبارزهء منفي خود توانستند، توطئه ضد فرهنگي استعمار را با شكست روبه‌رو سازند. رضاخان همراه و همگام با سياست مذهب‌زداييِ »آتاترك« در كشور تركيه، تهاجم فرهنگي خود را در ايران آغاز نمود، اما همان قدر كه »آتاترك« در پياده كردنِ نقشه‌هاي خود به موفقيت دست يافت، رضاخان در پيشبرد چنين سياستهايي با شكست مواجه شد. روحانيان سدي استوار در برابر اهداف مذهب‌زدايي او به وجود آوردند و با آگاهي دادن به اقشار ملت توانستند، در مقابل بسياري از جلوه‌هاي تهاجم فرهنگي قد علم كنند. مسألهء »كشف حجاب« را مي‌توان يكي از اين جلوه‌ها به شمار آورد، استعمار بر آن بود تا با پياده كردن اين برنامهء شيطاني زنان ايراني را به هيات غربيان درآورد دروازه‌هاي تمدن لائيك را به سمت ايرانيان باز كند. زنان عفيف و مسلمان لارستاني، خود را در حصاري از ديوارهاي خاكي و كاهگلي زنداني كردند و بدين ترتيب سياستهاي تهاجم فرهنگي را با شكست روبرو ساختند. آن گونه كه در سند نمرهء 38 آمده است، زنان لاري با پاسداشت حريم ايمان و عفاف هرگز صدفهاي پاكدامني نشكستند و گوهر ايمان خود نفروختند، تا جايي كه براي ديدارها و ملاقاتهاي فاميلي و دوستانه از پشت بامها استفاده مي‌كردند.
اين سند افتخاري بس ارجمند از مبارزهء منفي زنان لاري است كه پاسداران حريم عفاف بوده و هستند. رعايت حجاب در ديگر شهرهاي لار نيز به همين گونه بود و هيچ كس به ياد ندارد كه زنان بومي اين سامان، چادر خويش كنار گذاشته، به هيأت فرنگيان درآمده باشند.
چنانچه مشاهده خواهيد نمود، واژه‌ها و كلماتي كه نويسندهء اين سند به كار مي‌برد، درست در راستاي اهداف ضد اسلامي است؛ بي‌ترديد دادن صفاتي مانند خمرهء متحرك به زنان با حجاب و متصف كردن زنانِ بي‌چادر به بشاش بودن، بدون تفكر نبوده، از اغراض استعماري نويسنده پرده برمي‌دارد.
 
 
 
 
 
 
نمره 38
1315/1/4
 
 
رياست اداره كل احصائيه و ثبت احوال
با نهايت ادب و كمال راپورت دوماهه، مربوط به هيأت تفتيشيه ذيلاً به عرض عالي مي‌رساند:
1-طرز رفتار و حسن سلوك مأمورين دولتي بر حسب ظاهر موافق مقررات است.
2- حكومت محل در عمران و آباداني لار، اقدام لازم معمول خواهد شد.
3- روحيهء اهالي در ظاهر، متوجه دولت‌خواهي، ولي از نقطه‌نظر خمودي كه فطري و جبّلي آنهاست، كوچكترين قدمي در مرحلهء تمدن برنداشته‌اند و به همان خرافات سابقي خويش معتقد و در زاويهء خود پيوسته معتكف خواهند بود.
حتي در مسأله رفع حجاب، كه تا حال شايد قريب 30 مرتبه از طرف حكومت بلديه و معارف، كنفرانسهاي مخصوص تشكيل و در هر مرحله، ضمن لايحه و نطقي كه از طرف مامورين و غيره به عرصه ظهور رسيده، اهالي را تشويق كرده، مع‌هذا به كلي اثري در وجود آنها مترتب نيست، يعني در يكي دو دعوت كه از طرف بلديه و مدرسه دختران كه قسمتي از طبقات تجار دعوت شده، برخي به بهانهء مريض‌داري حاضر نشده و عذر اين قسمت را براي رفع نگراني آتيه خود را خواسته بعضي ديگر كه حاضر شده با چه كيفيتي، خانم خود را آرايش داده با وضعي كه از پوشش لباس سياه و سرپوش سياه كه كليهء صورت را مستور داشته مانند خُمره متحرك طوري خود را آراسته كه جلب‌نظر حاضرين از منحوسي شكلِ خويش، متوجه نموده، در حالتي كه صرف‌نظر از كنفرانسها و دعواتهاي معمولي در باغ ملي و غيره كليهء خانمهاي مامورين دولتي براي ترغيب اهالي قسمتي از امور خانه‌داري خود فرو گذاشته و همه روزه عصر با چهرهء بشاش و خرمي هرچه تمامتر با فرق و اندام بي‌چادر، بازار و خيابان عبور مي‌كنند. مع‌الوصف تاثير بر اهالي نبخشيد و از طريق بامهاي خود اياب و ذهاب براي ملاقات يكديگر باز و در ساختمان حمام، رمزاً صورت داده شود. نمرهء 16513 و اصل، منتظر حُسن نتيجهء اقدامات ايالت است كه اين منظور با نهايت پيشرفت حاصل كند.[1] 
 

 

[ 1] -حكايت كشف حجاب, انتشارات موسسه فرهنگي قدر ولايت, 1373, تهران.