نظر سنجی
 
روایت یك شاهد عینی از ورود « سید » به شیراز
 
در روزنامهُ استخر خاطرات یكی از سران نهضت مشروطیت فارس چاپ شده است. در بخشی از آن با عنوان « آخوندهای تفنگی » آمده است :
« روز ورود سید به شیراز در شهر هیجانی به پا بود ، مردم دسته دسته برای تجلیل از پیشوای باآوازه و هم برای طرفیت او با « قوامی ها » و این كه حالا به كمك مشروطه خواهان آمده ، برای استقبال خود را آماده نموده و در دروازهُ سعدی كه سید و همراهان از آن دروازه وارد شهر می شدند اجتماع كردند. مقارن ظهر سید و ملازمین سواره و مسلح به دروازهُ شیراز نزدیك شدند. سید بر الاغی سوار بود تحت الحنكی انداخته و عمامهُ سیاهی بر سر داشت. از حیث قیافهُ ظاهری دارای قامتی متوسط ، چهره ای گندمگون بلكه مایل به تیره و محاسن معمولی داشت از هیكل و قیافهُ سید چیزی كه جلب توجه می كرد چشمان او بود. بعدها در نماز جماعت و در بلوای شاه چراغ كه آن هم داستانی دارد ، شخصاً و مكرر در مکرر او را دیدم كه چشمان وی جذابیت و گیرندگی خاصی داشت و روی هم رفته در تأثیر چشمان سید جمال الدین افغانی آنچه خوانده بودم ، در دو چشم سید دیدم. من تا آن روز آخوند تفنگی و عمامه به سر و تفنگ به دوش ندیده بودم. روز ورود سید به شیراز آخوندهای تفنگی ، عمامه های بزرگ بر سر ، یك قطار فشنگ به كمر بسته و تفنگ های پنج تیر خود را مهیّای نشانه گیری و تیراندازی كرده بودند. غیر از تیپ آخوند و عمامه به سر ، دو سه نفر كاكاسیاه در ركاب سید بودند كه می گفتند در شب تاریك پای مور را با تیر می زنند و تیرشان به خطا نمی رود. سید راه به راه در منزل یكی از تجّار لاری وارد شد. به مجرّد ورود او به شهر غلغله ای به راه افتاد. از ورود سید به شیراز چندی نگذشت كه حزبی به نام « انصار » در شیراز تشكیل شد و رفته رفته بنای فعالیت گذشت. » ( 1337 ، ص 2و 3 )
حضور سیّد و مجاهدان لارستان در شیراز باعث تقویت مشروطه خواهان شد و جنگ های خونین و طولانی بین آنان در گرفت كه شكست نیروهای قوام الدوله شیرازی را در پی داشت. ( وثوقی ، همان ، ص 111-118) محمدرضا خان قوام الملك ، كه برای حفظ قدرت خانوادهُ خود می جنگید ، نمی توانست از اقتدار صد سالهُ خاندانش در فارس چشم پوشی كند و به شدّت با مشروطه خواهان مقابله كرد.
   سرانجام آتش خشم مردم شعله ور شد و حاکم فارس را ، در قصر حکومتی ، یکی از مجاهدان ، به نام نعمت الله بروجردی ، كشت و شیراز صحنهُ جنگ های خونینی شد كه تا روی كار آمدن محمد علی شاه و به توپ بستن مجلس ، كه به دورهُ‌ استبداد صغیر مشهور است ، ادامه یافت. ( روزنامهُ صور اسرافیل ، سال اول ، ص 7 ) محمد علی شاه از خاندان قوام الملك حمایت می كرد و همین امر باعث شد تا « سید » و مجاهدان لارستان پس از نه ماه اقامت ومبارزه در شيراز به نواحی جنوب عقب نشینی نمایند. حبیب الله خان قوام الملك حاكم جدید فارس ، به دستور محمد علی شاه و با كمك گرفتن از نیروهای دولتی به قصد انتقام از « سید » و مشروطه خواهان به طرف لار لشكركشی كرد ، در حالی كه تمامی مجاهدان لارستان در جبهه های بندر عباس و بندرلنگه و داراب مشغول نبرد با مستبدّان بودند و شهر لار و ساكنان آن بی دفاع بودند.