نظر سنجی
 
تاسيس حوزه علميه
 
تأسيس حوزه علميه در «لار» با حمايت مالي تجار لارستاني وبه سرپرستي «سيدعبدالحسين لاري» ، بلافاصله پس از ورود به منطقه صورت گرفته است . احتمالا تشكيل چنين مجمعي به دليل قابليت هاي فكري وتوانمندي در تدريس از سوي استادان «سيد» درنجف به هيئت لارستاني پيشنهاد گرديده است . موفقيت شايان ذكر گردانندگان اين مؤسسه و جذب نيروهاي كارآمد از كليه نواحي جنوبي ايران و پرورش كادرهاي مستعد و كارساز ، اين سؤال را به وجود آورده است كه چگونه به اين سرعت «سيد» و يارانش از مشروعيت و مقبوليت عامه برخوردار گرديده اند ، در پژوهش هاي پراكنده اي كه درباره ي قيام «سيد» به عمل آمده است ، تنها به تأسيس حوزه و جذب نيروها اشاره شده است و هيچ كدام نتوانسته اند تحليلي ازروند برخورداري «سيد» از اين نيروها داشته باشند .
اسامي معروف ترين شاگردان «سيد»كه با پيروي از تفكر سياسي اش توانستند در نهضت مشروطيت مثمر ثمر واقع شوند را از طريق منابع مي توان دريافت . از جمله ايشان «حاج سيد عبدالباقي شيرازي» است كه از خويشان و نزديكان «ميرزاي شيرازي» بوده است و ارتباط نزديكي با «سيد» داشته و مدتها درمحضر درس علماء آن ديار حاضر گرديده است . او حامي بزرگ نهضت در «شيراز» و احتمالا حلقه رابطه «سيد» و «آخوند خراساني و مازندراني» بوده است .
يكي ديگر از شاگردان معروف «سيد» ، «حاج شيخ زكرياي انصاري» نواديجاني دارابي ملقب به «نصيرالاسلام» و معروف به «شيخ بزرگ» مي باشد او يكي از تندروترين ياران«سيد» و همچنين وفادارترين ايشان بوده است . شيخ «زكريا» به همراه عده  بسياري از طالبان علم و هم چنين مردمان عادي نواحي شمال شرقي «لارستان» مشهور به «كوهستان ها» وارد «لار» گرديده و در حوادث و بحران هاي بزرگ از حاميان جدي نهضت محسوب مي شد ، بر اثر مجاهداتش از سوي آيات عظام ، «آخوند خراساني و مازندراني» به نصير الاسلام» ملقب گرديد . او به عنوان نماينده «سيد عبدالحسين» در منطقه «داراب» در تمامي تحولات ناحيه شرقي نقش اساسي را برعهده داشته است ، وي در سال 1331 ه.ق در پي توطئه اي به شهادت رسيد و در محل زادگاهش به خاك سپرده شد .
از ديگر پيروان «سيد» كه در منطقه «بوشهر» نسبت به حمايت نهضت اقدامات وسيعي را انجام داده است ، مرحوم «سيد مرتضي مجتهد اهرمي» ملقب به «علم الهدي» مي باشد ، او در واقع رهبري روحاني «نهضت تنگستان» را بر عهده داشته است ، درباره ارتباط «سيد» و «تنگستاني ها» كمتر سخن رفته است ، با توجه به داده هاي تاريخي كه از آن ميان نوشته هاي «ركن زاده آدميت» و ياداشت هاي «معين دفتر» ازاهميت به سزايي برخوردار است ، مي توان حدس زد كه رابطه تنگا تنگي ميان نهضت جنوب در ناحيه «لارستان» و «بوشهر» موجود بوده است ، اين ارتباط در يك سند رسمي برجاي مانده به خوبي مشخص مي شود ، برطبق اين سند «سيد» يكي از رهبران نظامي خويش با عنوان «حسين سپهسالار» براي كمك به نيروهاي مشروطه خواه به نواحي بوشهر اعزام داشته است . يك شاهد عيني از ورود «چريك هاي تنگستاني بوشهر» به «لار» خبر مي دهد . «ركن زاده آدميت» از اعزام نماينده «سيد» با نام«سيد عالي شير» به «سيد مجتهد اهرمي» سخن گفته است و «معين دفتر» در يادداشت هاي خويش از ارتباط تنگاتنگ «زاير خضر خان تنگستاني» و «شيخ حسين چاه كوتاهي» با «سيد» ، ياد كرده است . اين هماهنگي دلالت بر پيوند نهضت در «لارستان» و «بوشهر» مي باشد كه به احتمال بسيار با توجه به رابطه «سيد» و «مجتهد اهرمي» مي توان تأثيرات تفكرات سياسي «سيد» را در قشر روحاني بوشهر به شكل حمايت سياسي از نهضت مشاهده نمود ، در اين مقال از «مجتهد اهرمي» با عنوان بازوي اجرايي «سيد» در بوشهر ياد شده است .
از ديگر شاگردان تربيت يافته در حوزه علميه لار ، مي توان از «سيد عبدالحسين مهري» نام برد كه در نواحي «بيخه جات» (Bixagat ) ، عنوان رهبري فكري و سياسي را برعهده داشته است ، او با حمايت جدي از استاد خويش در تدارك كردن نيروهاي حامي «سيد» سهم عمده اي برعهده داشته است ، اين نيروها معروف به «چريك بيخه اي» در درگيري هاي مشروطيت شركت داشته و تا پايان نهضت ، ياور او باقي ماندند .
از ديگر شاگردان «سيد» كه در نواحي مختلف فارس به عنوان رهبران حامي و سخنگوي نهضت بودند عبارت اند از : « شيخ عبدالحميد مهاجري صاحب «شجره طيبه» و «شيخ محمد تقي» مشهور به «حاج ملا باشي» از «ميمند» فارس ، «ملا غلامرضا جهرمي » از جهرم ، «حاج محمد هاشم لاري» از «لار» آخوند كربلايي محمد جويمي از جويم (juyum ) ، همه اين افراد با عنوان شاگردان «سيد» در طول مبارزات مشروطيت توانستند هم چون شبكه اي قدرتمند ، نيروهاي مادي و معنوي لازم را جهت ادامه نهضت دراختيار «سيد» قرار دهند در مقابل رهبري نهضت «لارستان» ضمن حمايت شديد از ايشان ، در كليه بحرانها با تمام قدرت از نمايندگان خويش به دفاع برخاسته و برضد مخالفان اقدام مي نمود .
به اين ترتيب با تشكيل حوزه علميه در «لار» ، «سيد» توانست ، قشر قدرتمندي از روحانيان جنوب ايران را با افكار سياسي خويش آشنا ساخته و با تربيت و اعزام ايشان به مناطق خويش ، به عنوان پايگاه هاي تبليغاتي و نظامي از اين شبكه گسترده ، براي پيشبرد اهداف نهضت استفاده نمايد ، شاگردان اوبه عنوان سخن گويان تفكر سياسي جديد در مناطق تحت نفوذ خويش به تبليغ گسترده عليه ظلم حكام محلي دست زده و هم زمان با نهضت مشروطيت به صورت يك پارچه درسلك مشروطه خواهي ظاهر گشته و عليه مستبدين عمل كردند . مبارزه اين قشر قدرتمند مبتني بر تفكر سياسي رهبرشان بود كه هر گونه اعانت و ياري ظلمه را حرام مي دانست . اين شيوه برخورد از همان ابتداي ورود به «لارستان» دراو ديده شده است . نسخه منحصر به فردي از سؤالات فقهي روحاني «اشكناني» (Eshkanani) و جواب هاي «سيد» مربوط به سال 1314 ه.ق در دست مي باشد كه محتواي آن روحيه «ظلم ستيزي» شديد «سيد» را نشان داده است . در بخشي از اين نسخه «زاير محمد اشكناني» اين سؤال را مرقوم داشته است .
«اين عبد جاني فاني ، در خصوص آن كه از بزرگان و ديوانيان اهل ولايت قباله و تمسكات و كاغذهاي نا شرعي كه شرعي نيست مي آورند در نزد اين عبد عاصي كه مهر بكن ، اين عاصي از خوف و هراس هتك حرمت خود مهر مي كند ، لاعلاجن بفرماييد تكليف اين فاني چه مي باشد ...»
«سيد عبدالحسين لاري» در ذيل آن مرقوم داشته است : «ميل به ظلمه و فسقه و جابرين و اعانه آنها ولو به شاهد شدن يا مهر نمودن يا كاغذ نوشتن ايشان موجب شركت با ايشان و حشر با ايشان است و هجرت نمودن كسي كه نتواند دينش را از اين گونه معاصي حفظ نمايد واجب و لازم است .»
شاگردان او با چنين روحيه اي تربيت مي شده اند و با افكاري انقلابي و نشأت گرفته از تفكري اصول گرايانه به زادگاه خويش مراجعت نموده و اولين اقدامشان طغيان عليه مظالم حكام بوده است . اين چنين تفكري مي توانست در جريان نهضت مشروطيت اساس و پايه «ظلم ستيزي» باشد و ياران او در اين مبارزه ضد ظلم شركت جستند و نتايجي درخشان را به بارآورد .